درد من درد مردم زمانه است

یانگوم زدگی

"غرب زدگی می گویم همچون وبا زدگی و اگر به مذاق خوشایند نیست بگوییم همچون گرمازدگی یا سرمازدگی. اما نه. دست کم چیزی است در حدود سن زدگی. ...دیده اید که چطوری گندم را از درون میپوساند؟ از درون به هر صورت سخن از یک بیماری است. عارضه ای است از برون آمده و و در محیطی برای بیماری آماده برای بیماری رشد کرده است. مشخصات این درد  رابجوییم  و... "

اینها سخنان آل احمد در ابتدای کتاب غرب زدگی است.

چندسالی است به بهانه سرگرمی  و یا هر چیز دیگر .... جامعه ایرانی آماج سریالهای کم مایه و بی مایه سرزمین های شرقی قرار گرفته است. گویا آنان نیز اشتهای سیری ناپذیر ما را دریافته اند و همت خود را بر تولید سریالی اینگونه سریالها قرار داده اند تا هم جیب خود را فربهی بخشند و هم فرهنگ خود در جامعه ایرانی تبلیغ نمایند تا انس و پیوندی میان کالاهای کره ای و ژاپنی و چینی و ... با ذهن مخاطبان خود برقرار نمایند. اما خودباختگی جامعه ایرانی و بی تدبیری مدیران صدا و سیمای ؟!؟!؟... نمیدانم چه کسی؟! نیز بر این امر دامن زده است و این تصور را به وجود آورده که گویی فرهنگ  ایرانی و زبان فارسی هیچ نکته درخشانی در  خود ندارد و تا دستمایه نمایشهای غنی قرار گیرد و به ناچار یا از اعراب قرض میگیرد و یا از شرق و غرب. غرب هم که نیازی به گفتن ندارد از کارتون ها و بازیهای رایانه ای گرفته تا سریالها و فیلمهای آنان جزو واجبات روزانه و ضرورویات زندگی ما قرار گرفته است.

اگر آل احمد امروز زنده بود چه مینوشت؟

قدیما اوشین بود و ... الان هم یانگوم، گونک بوک و جومونگ و لابد فردا هم یکی دیگر!

به نظر شما اگر آل احمد بود چه مینوشت؟ غرب زدگی؟ شرق زدگی؟ جن زدگی؟

چرا باید هرکی از یه راهی وارد شد بتواند ما را بزند؟

چرا ما نمیتوانیم کسی را بزنیم؟

آیا زدن خوبست؟

آیا زده شدن خوب است؟

قدیمترا اسکندر اومدو زد، یه بار هم قوم عرب اومد و زد، یه بار هم مغول ها آمدند و زدند. فردا هم شاید آمریکا بیاد و بزنه شاید هم طالبان بیاد بزنه نمیدونم

ولی الان رو خبر دارم که کره و چین دارن ما رو میزنن و آرام و بیصدا غارتمون میکنن.

نشنیدی یکی از جوانان همین مملکت به بابای بیچاره خودش فشار میاورده که هر چی داریم و نداریم، بفروش و برام ا ز سوسانو خواستگاری کن . . . . .

+ سید مستجاد حسینی ; ۱:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱٦
    پيام هاي ديگران ()