درد من درد مردم زمانه است

 

جناب رضایی عزیز، سلام

لطف نمودی مطالب این حقیر رو خوندی و راه حل خواسته بودی.

ابندا باید عرض کنم از یک وبلاگ که دارای بردی معدود و محدود است انتظار زیادی نباید داشت و من هم سعی میکنم تنها در حد فهم خود فریادی باشم هر چند نارسا از "رنجی که میبریم"  و بطور حتم قبول دارید برای رفع هر دردی ابتدا باید آن را به خوبی شناخت. پیش از من، دیگرانی بهتر از اینجانب درباره مسادل مختلف نوشته اند و راه حلهای کارشناسانه تری هم ارائه داده اند و ناگفته نماند بعضی هم پای لرزش هم نشسته اند. نه اینکه از ارائه راه حل ابائی داشته باشم یا از چوب خوردن و لرزیدن! بلکه ارائه راه حل در فضایی که همه خود را بهتر از دیگران می‌دانند و تنها به توصیه و نصیحت دیگران مشغولند، کار کم فایده ای است. در دل هر یک از این نوشته ها به تنهایی میتوان راه حل یافت و میتوان برای هر یک از این مسائل به تنهایی راه حلهایی توصیه کرد و اندکی از آلام ناشی از آنان کاست. اما به یاد داشته باش خانه از پای بست ویران است! و افزودن بر نقش دیوار و ایوان بیفایده و تنها حکم تسکین دهنده ای را دارد که نه تنها درد را درمان نمیکند، بلکه از مداوای اساسی هم باز میدارد و بیمار را به مرگ نزدیکتر میکند.

درباره راه حل می اندیشم و هر وقت توانستم آن را به کمال برسانم، مینویسم. نمی دانم چه زمانی اما در یکی از نوشته ها، به آن نیز خواهم پرداخت. فعلا صبور باش و به همین اندازه قانع

+ سید مستجاد حسینی ; ٩:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۱۳
    پيام هاي ديگران ()